تبليغاتX
پابرهنه
....آسمان خون گریه کن...

باران را دوست دارم به خاطر طراوتش ... به خاطر خاصيت ربودنش!

پاک کردن و ربودن سياهی/کثيفی ... و شايد گاهی پاک کردن اشک های سرازير ...

باران برای من ارامش است...غم را شستشو ميدهد...هر وقت باران می بارد به خدايم نزديکتر

ميشوم...

باران را دوست دارم به خاطر سرکش بودنش و به خاطر ساده بودنش...!!

دستانم به اسمان است که ببارد...شايد اشکهای کودک خستهء در خيابان را بشويد...

نگاهم به خورشيد است تا بازی را با ابرها شروع کند که شايد اسمان ببارد ... ببارد تا دل

سنگ ستمگری را نرم کند...!!!!!!!! ببار باران ... ببار تا شايد کمی از درماندگی ها 

کم کنی...(  نه  ... محال است ... !! )    اما  ببار باران دوست داشتنی من ...

ببار !

-----------------

بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
بزن باران که به چشمان یاران
جهان تاریک و دریا واژگون است
بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند
………………..
بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 دی1388ساعت 20:19  توسط فرهاد  |